زرد و قرمز و گرما-سرخی گونه ،صدای هایی که یهو سوت میکشن توی گوش، عجب روز قشنگی البـته اگه زره پوش های سیاه خاطرمونو ناراحت نکنه - لحظه ای یاد شهدای سبزمون میکنیم و شایدم یه قطره اشکی صورتمونو تر کنه ولی خیلی از اشکها و لبخندها که وقتی دلیلشو پیدا میکنیم , و میبینیم چقدر ساده از بین رفتند یه ذره قلبمون درد میگیره از کتک خوردنها و نهایتاً دفن شدنها.روزگار غریبی است .دلم میخواد سال زودتر تموم بشه سالی که همش غم بود و غصه ، سالی که ظلم بود و دورنگی ،سال خون سال ندای آزادی برای میهن عزیزمان ایران.سالی که فکر میکردم پاک ترین مرد دنیا رو پیدا کردم و در کنارش خواهم موند مردی که بعد از 7 سال کنارم برگشته بود و با تمام وجود لمسش کردم ولی چه کوتاه احساس خوشبختی ام تمام شد و چه زود و بی دلیل ترکم کرد.باید قبول کرد که دنیا لحظه ای آمدن و رفتن است.پس دل نبند به هر مرد نمایی............
دلم میخواد سال 89 خیلی تغییر کنم دوست دارم کمتر گذشت کنم و کمتر آدم خوبی باشم .خوب بودن برای آدمهای خوب ارزش داره نه .....امیدوارم امسال به سان سال پیش قشنگترین روزهای نوروز رو با دوستهای عزیزم کنار جنگلهای سبز و زیبای شمال سپری کنم و باز احساس کنیم یه تیکه از دنیا فقط ماله ماست.باز احساس کنیم میشه با درآغوش گرفتن همدیگه به ترس غلبه کردو بی دغدغه ترین سال رو آغاز کرد.
دلم میخواد سال 89 خیلی تغییر کنم دوست دارم کمتر گذشت کنم و کمتر آدم خوبی باشم .خوب بودن برای آدمهای خوب ارزش داره نه .....امیدوارم امسال به سان سال پیش قشنگترین روزهای نوروز رو با دوستهای عزیزم کنار جنگلهای سبز و زیبای شمال سپری کنم و باز احساس کنیم یه تیکه از دنیا فقط ماله ماست.باز احساس کنیم میشه با درآغوش گرفتن همدیگه به ترس غلبه کردو بی دغدغه ترین سال رو آغاز کرد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر